تبلیغات
ایران،سرزمین اهورایی
 

بابک خرمدین(1)

نوشته شده توسط :آرمین قبادی
سه شنبه 10 آبان 1390-04:26 ب.ظ

درباره کیستی بابک روایتهای مختلفی وجود دارد البته اکثر آنها همراه با بغض و کینه ورزی است زیرا راویان یا عرب اند ویا جیره خوار حکومت اعراب در ایران ویا اگر متعلق به دوران پس از حکومت اعراب بر ایران باشند مسلمانانی متعصب و بدون انعطاف اند که کمر به بد نام کردن هر کس که با اعراب مخالف بوده و یا به کیش آبا و اجدادی خود پایبند بوده است بستند و هیچگاه علل بوجود آمدن جنبشهای ضدعرب در ایران را ریشه یابی وبررسی نکردند بلکه در همان آغاز با جملاتی که خشم و نفرت چاشنی آنهاست در دروغگویی و افترا زدن به مبارزان و آزادی خواهان ایرانی چیزی کم نگذاشتند و آنها را که تنها خواسته شان رهایی از یوغ اعراب بادیه نشین بی تمدن و خونریزبود، زناکار، زنا زاده، بی بند و بار، بی دین و بی خدا معرفی کرده اند.

به هر حال تنها منابع موجود درباره بزرگ مردی چون بابک متعلق به همین مورخان مغرض و دروغگوست که ما آنها را می خوانیم ولی باور نمی کنیم. مثلا واقد بن عمرو تمیمی گفته است که پدر بابک اهل مداین و دوره گردی روغن فروش بود که بابک حاصل زناکاری او با زنی از روستای میمد در مرز آذربایجان است .

محمد عوفی نویسنده جوامع الحکایات و لوامع الروایات ، ابو حنیفه دینوری، سمعانی نویسنده کتاب الانساب، ابن اثیر، طبری و بسیاری دیگر از این دسته مورخان ونویسندگان همگی برای بد نام کردن  بابک، خاندان و هوادارانش روایتهای دروغین گوناگون و متفاوتی نقل کرده اند که به نظر من هیچکدام را نباید جدی گرفت تنها میتوان از میان دروغهای آنها به مطالبی دست یافت که شاید چون نمی توانستند اصل حرکت و جنبش را نفی کنند در کنارش مجبور به بیان آنها نیز شده اند مثل تاریخ جنگهای بابک با مزدوران عرب، تعداد و محل جنگها، در بعضی متون اسامی متحدان بابک و بسیاری اطلاعات دیگر که از این مورخان قابل پذیرفتن است که البته باید گفته ها راجمع بندی کرد و بعد به نتیجه رسید مثلا در تعداد افراد سپاهیان بابک اختلاف رقوم بسیار زیاد و با فاصله از هم است ولی حدود تعداد را می توان از جمع بندی اکثریت نقل های نزدیک به هم بدست آورد.

گویند بابک پیرو جاویدان پسر شهرک بود و پس از مرگ وی افکار او را به عرصه عمل کشاند و مبارزه با اعراب و حکومتشان در خاک پارسیان را در دستور کارش قرار داد. او در مدت کوتاهی توانست تعداد زیادی از ایرانیان آزاده را گرد خود جمع کرده و سپاه بزرگی تشکیل دهد. سپاهی که حکومت خلیفه را یارای نبرد با آن نبود و سالهای متمادی و با استفاده از فرماندهان متفاوت از آن شکست میخورد. افکار بابک و خرمدینان در نقاط مختلف ایران گسترش یافت. آذربایجان ، همدان، اصفهان و بسیاری نقاط دیگر خرمدینی را پذیرفته و شروع به مبارزه با اعراب کردند. از سویی مازیار نیز از طبرستان با بابک مکاتبه و او را تشویق به ادامه راه کرده و با او پیمان اتحاد بست.

خرمدینان در زمان خلافت دو خلیفه یعنی مامون و معتصم به مدت 60 سال با حکومت اعراب و مسلمانان ستیز کردند آنها در اکثر این جنگها پیروز گشته و شمار بسیار زیادی از جیره خواران عرب را به خاک و خون کشیدند.

در بابک خرمدین(2) ادامه سرگذشت بابک وخرمدینان را بازگو خواهم کرد.

آرمین قبادی



بزرگ موندنی

نوشته شده توسط :آرمین قبادی
شنبه 7 آبان 1390-07:44 ب.ظ

فرمان دادم بدن مرا مومیایی نکنند و در تابوت نگذارند، به خاک بسپارند تا اجزای بدنم جزو خاک ایران شود.                                                    

   (کوروش بزرگ)

7 آبان روز جهانی کوروش بزرگ گرامی باد.



جغرافیای ایران

نوشته شده توسط :آرمین قبادی
پنجشنبه 17 شهریور 1390-12:10 ب.ظ

متنی که در زیر درباره جغرافیای ایران می خوانید پاسخی است که پدر بزرگوارم ، سیروس قبادی به چهار سوال من که از ایشان پرسیده ام داده اند. ایشان در سال 1349 تحصیل در رشته جغرافیا را در دانشگاه اصفهان آغاز کردند و پس از پایان تحصیلات سالهای متمادی به مطالعه و همچنین تدریس جغرافیا  اعم از جغرافیای ایران ، جغرافیای اقتصادی ، جغرافیای سیاسی ، جغرافیای کشورهای مسلمان و ... پرداختند.

اینک پرسشها و پاسخها:

 

 موقعیت جغرافیایی ایران درجهان و منطقه خاورمیانه چگونه است؟

کشور ما ایران با مساحت 1648195 کیلومترمربع در نیمه جنوبی منطقه معتدله شمالی در جنوب غرب قاره پهناور آسیا، در شمال منطقه خاورمیانه بین دو مدار 25 تا 40 درجه شمالی نسبت به خط استوا و بین دونصف النهار44 تا 63 درجه شرقی نسبت به نصف النهار مبدا(گرینویچ) قرار دارد.

 

آیا موقعیت سیاسی ای برای ایران وجود دارد که متاثرازجغرافیای آن باشد؟

ایران با موقعیت جغرافیایی ویژه خود چون پلی است که ارتباط دهنده اروپا به آسیاست. موقعیت استراتژیک ایران اهمیت زیادی به این کشور داده است، نزدیکترین راه خشکی که غرب را به شرق وصل می کند از ایران می گذرد. تنگه هرمز، گلوگاه حیاتی کشورهای نفت خیز حاشیه خلیج فارس در جنوب ایران قرار دارد و بزرگترین کشوری که در شمال این تنگه قرار دارد کشور وسیع و قدرتمند ایران است. کلیه کشورهای حاشیه خلیج فارس که بخش زیادی از نفت جهان را تامین میکنند از طریق این تنگه با آبهای آزاد جهان ارتباط برقرار میکنند و کشوری که کاملا تسلط بر تنگه هرمز دارد ایران است. ( تنگه هرمز ارتباط دهنده خلیج فارس به دریای عمان معبری است که در هر 12 دقیقه یک کشتی از آن عبور می نماید)

 

نقاط مثبت و منفی جغرافیای ایران را چه میدانید ؟

1-     وسعت زیاد ایران: که بعد از عربستان دومین کشور وسیع حاشیه خلیج فارس است.

2-     گستردگی مناسب کشور ما در طول و عرض جغرافیایی: که اگر در جهت شمال به جنوب یا از غرب به شرق در ایران حرکت کنیم با آب و هوای گوناگون و پدیده های طبیعی متفاوتی برخورد می نماییم که از ویژگیهای جغرافیای طبیعی ایران است.

3-     امتداد و کشیدگی ارتفاعات : به ویژه البرز و زاگرس در جهات غرب به شرق در شمال و شمال غرب به سمت جنوب شرق چون دیواری قطور و بلند فلات ایران را محصور مینماید و آن را به دو بخش فلات داخلی و کناری تقسیم مینماید که واقعا میتوان گفت دو سرزمین یا دو دنیای متفاوتی بوجود آورده است بطوری که اگر از شمال به سمت جنوب حرکت کنیم ارتفاعات وسیع و مرتفع البرز با جهت غربی و شرقی اش کناره جنوبی دریای مازندران را از داخل فلات ایران جدا می نماید و ارتفاعات شمال غرب و غرب ایران (زاگرس) جلگه بین النهرین و کناره های خلیج فارس را از داخل فلات ایران جدا مینماید در واقع وجود این ارتفاعات دسترسی به داخل فلات ایران را مشکل مینماید بنابراین ارتفاعات بلند ایران میتواند حصار خوبی برای جلوگیری از نفوذ دشمنان یا بیگانگان مهاجم از راه زمین محسوب شود.

4-     وجود منابع و ثروتهای غنی زیرزمینی: از قبیل نفت و گاز و انواع معادن و کانیهای پرارزشی که کمتر بهره برداری شده است که ایران همه آنها را به خلاف دیگر کشورها یکجا گرد آورده است از نقاط مثبت جغرافیای طبیعی ایران محسوب میشود . واضح است بسیاری از منابع تحت الارضی کشور ما که ثروت کلانی برای ملت ایران محسوب میشود، در طول تاریخ مطمع نظر کشورهای استعمارگر جهان بوده است که بی شک برای دست یابی به آنها کشور عزیز ما از دسیسه های گوناگون در امان نبوده است. وجود اقلیم های متفاوت نقش مهمی در پیدایش چهره های گوناگون طبیعی در کشور ما داشته است که بی شک هجوم و تصرف این سرزمین آباد از اهداف اقوام و حکومت ها و سلاطین دور و نزدیک به ما بوده است.

عبور کمربند بیابانی از ایران و وجود بیابان لوت که یکی از خشک ترین بیابانهای جهان است نمونه بارز خشکی و گرم بودن داخل فلات ایران است و کویر گرم وخشک داخلی که بخش بزرگی از خاک ما را می پوشاند قطعا از عوارضات منفی ایران محسوب میشود و تحقیقا دو سوم از خاک کشور ما دارای آب و هوای بیابانی و نیمه بیابانی است. اگر در ایران از شمال به جنوب و از غرب به شرق حرکت کنیم میزان بارندگی و رطوبت هوا کاهش می یابد بر میزان دما و خشکی هوا افزایش می یابد. مجموعا، پستی و بلندی و وجود کوههای مرتفع و پهناور، دوری و نزدیکی به دریاها، فاصله از خط استوا و وجود صحرا و بیابانهای گرم و خشک میتواند مهمترین و بارزترین نقاط مثبت و منفی طبیعت ایران باشد که اگر بخواهیم در این زمینه وارد جزئیات شویم بحث مفصلی به دنبال دارد.

 

 آیا ایران بدون نفت پتانسیل هایی برای تحرک و پیشرفت دارد؟

بله. اگر روزی منابع نفت ایران که در حال حاضر در دست بهره برداری است تمام شود که زیاد هم طول نمی کشد چه خواهد شد؟

تحقیقا ایران یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان است. نفت و گاز به کنار ما صاحب متنوع ترین و غنی ترین معادن غیر نفتی هستیم. سنگ آهن، مس ، روی، ذغال سنگ، قلع، بوکسیت، سنگهای تزیینی و سایر کانیها از جمله آنهاست که بخشی از آنها در دست استخراج و بهره برداری است و شاید بسیاری دیگر از انواع معادن هنوز شناخته نشده است که ما میتوانیم بعنوان پشتوانه اقتصادی روی این منابع حساب کنیم.

قسمت اعظم خاک کشور ما قابل بهره برداری است اگر آب، این کیمیای گرانبها جهت رفع خشکی فراهم شود. وسعت خاک زیر کشت ما کم است چنانچه با برنامه ریزی صحیح و مکانیزه شدن کشاورزی ، تولیدات زراعی ما افزایش یابد محصولات کشاورزی ما میتواند جوابگوی مصرف داخلی باشد و مازاد آن بخش مهمی از صادرات غیر نفتی ایران را تشکیل دهد.

یکی دیگر از پتانسیل های مهمی که ایران میتواند جایگزین منابع نفت و گاز کشور کند صنعت جهانگردی یا توریسم است که خوشبختانه ایران از این لحاظ دارای پتانسیل های غنی ای است. جاذبه های گردشگری کشور ما که شامل آثار تاریخی قبل از اسلام و آثار تاریخی و مذهبی بعد از اسلام و جاذبه های طبیعی گوناگون و متنوع میباشد بی شک میتواند نقش زیادی در جذب جهانگردان خارجی و داخلی داشته باشد. اگر دولت با برنامه ریزی علمی و درست توجه ویژه ای به این بخش نماید درآمد کلانی از این کانال عاید کشور ما خواهد شد. قابل ذکر است از این لحاظ کشور ما در مقایسه با یونان و اسپانیا و سایر کشورهای جهان چون تایلند و مالزی و ترکیه توانمندتر است، صنعت توریسم صنعتی است که بدون صدور کالا ارز وارد کشور مینماید.

 

کشور ما از نظر جمعیت یک کشور جوان است. جوانان مستعد و توانای کشور ما می توانند پتانسیل غیر نفتی خوبی برای تحرک و پیشرفت ایران عزیز باشد و جوانان توانمند و با استعداد ایرانی که در جهان زبانزد می باشند قطعا بعنوان سرمایه های پر ارزش و تمام نشدنی کشور ما به حساب می آیند که میتوان دانش و نوآوریهای این قشر توانمند را ثروت ملی محسوب کرد قطعا اگر مسئولین کشور ما با دلسوزی برنامه ریزی درست و صحیحی در تمام زمینه ها داشته باشند پتانسیل های خوب و بالقوه موجود در ایران به ثمر خواهد نشست و ایران میتواند در آینده بدون نفت هم یکی از کشورهای پیشرفته جهان باشد و ایرانیان میتوانند سربلند و سرافراز به حیات خود ادامه دهند و به فرهنگ و تمدن دیرینه خود ببالند، به امید آن روزهای خوب و درخشان.



ادبیات (1)

نوشته شده توسط :آرمین قبادی
سه شنبه 15 شهریور 1390-04:27 ب.ظ

عارف قزوینی

نخستین شاعر دوره انقلاب مشروطه ابوالقاسم عارف قزوینی بود. عارف از سن ۱۶ سالگی به سرودن شعر روی آورد ،در ۱۷ سالگی ازدواج کرد که بعدها به جدایی کشیده شد و دیگر تا آخر عمر تن به ازدواج نداد. عارف به نهضت انقلابیون پیوست و شعرش را در این راه قرار داد و اشعار و تصنیفهایی برای آزادیخواهان مشروطه سرود که شوری در آزادیخواهان افکند ، تصنیف های او به سرعت در میان مردم پراکنده گشت و بر سر زبانها افتاد. عارف در طول زندگانی خود همواره با فقر و تنگدستی روزگار می گذرانید و سرانجام در سال ۱۳۵۳ ه.ق در همدان درگذشت.

                                                      ناله مرغ اسیر

ناله  مرغ  اسیر  اینهمه  بهر  وطن   است               مسلک مرغ  گرفتار قفس هم  چو  من  است

همت  از  باد  سحر   می طلبم  گر   ببرد               خبر  از  من  به رفیقی که به طرف چمن است

فکری  ای  هموطنان در  ره  آزادی  خویش              بنمایید   که  هر  کس  نکند  مثل  من   است

خانه ای  کاو  شود  از  دست  اجانب   آباد           ز اشک ویران کنش آن خانه که بیت الحزن است

جامه ای کاو نشود غرقه به خون بهر   وطن            بود  آن  جامه  که  ننگ تن و کم از کفن  است

آن کسی را که در این ملک، سلیمان کردیم            ملت  امروز   یقین  کرد  که   او   اهرمن  است

 

منبع: کتاب آشنایی با زندگی نامه شعرای نامی ایران

آرمین قبادی 

 



بوف خبرگو

نوشته شده توسط :آرمین قبادی
پنجشنبه 27 مرداد 1390-05:16 ب.ظ

افزایش عجیب خودکشی در دو سال اخیر

آمار خودکشی در سه ماهه نخست امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل 4/9 درصد افزایش یافته است. این آمار را رئیس سازمان پزشکی قانونی کشور دیروز اعلام کرد. به گزارش ایسنا دکتر احمد شجاعی گفت: در سه ماهه نخست سال جاری 952 نفر در کشور خودکشی کرده اند که از این میان 274 نفر زن و 678 نفر مرد بوده اند.

روزنامه روزگار (سه شنبه 25 مرداد 90 ) 



بی تعارف

نوشته شده توسط :آرمین قبادی
سه شنبه 25 مرداد 1390-06:52 ب.ظ

نیاز نیست ریز بین و نکته سنج باشید فقط کافیست با خودتان و دیگران بی تعارف باشید.

ما چگونه ملتی هستیم؟ آیا همانیم که روز وشب در رادیو و تلویزیون ملی متناسب با مناسبتهای مختلف خطابمان می کنند؟ ملت غیور، ملت بیدار و آگاه، مردم مومن و متعهد و ... و گاهی هم شیرمردان پارسی و یا چند صفت خوب و آرامش دهنده دیگر مثل مردم خوب و با صفا یا گرم و مهمان دوست فلان دیار و چه مضحک و خنده دار است این همه صفت زیبا. این همه صفت خوب و زیبا برای ما ، همان مردمی که بویی از خوبی و زیبایی و آگاهی و بیداری و ایمان و تعهد نبرده ایم . اینهمه واژه نیک برای مردمی که چون گرگهای درنده در خیابانها ول شده اند تا همدیگر را بدرند .

بی تعارف باشیم، کدام ملت غیور؟ مگر نه اینکه از غیور باید غیرت دید؟ پس در امارات متحده عربی هر روز ناموس کدام ملت را چوب حراج میزنند و مگر مومن نباید چشم به مال و ناموس دیگری نداشته باشد ، پس این مردم کدام کشورند که در خیابانهای ما لول می خورند و مدام دستشان در جیب و صندوق و خزانه دیگریست و چشمشان در حریم خصوصی غیره؟  و متعهد به چه؟ زمین، جنگل، رودخانه، دریا، دریاچه و هر چه خداوند بزرگ به ما ارزانی کرده را نابود کرده ایم مردمی که به خدایشان بی تعهدند به که و به چه می توانند تعهد داشته باشند؟ ( برای نمونه یادداشت کنید: دریاچه ارومیه، جنگلهای گلستان و عباس آباد کلاردشت، زاینده رود و صدها رود دیگر )

بی تعارف باشیم، کدام مردان پارسی؟ ما؟ دروغگویی، تملق و چاپلوسی، باندبازی، اختلاس، رانت خواری و ... همه و همه نمی توانند اعمال مردان پارسی باشند. ایرانیانی که روزی راستی محور اصلی زندگیشان بود امروز اینگونه اند که می بینید.. چرا؟

آری، ما مردمان خوبی نیستیم ولی باید اصلاح شویم زیرا اینگونه جز به سمت نابودی نخواهیم رفت. این اصلاح را چگونه و از کجا باید شروع کنیم؟

آرمین قبادی



چند سخن از زرتشت، پیام آور راستی

نوشته شده توسط :آرمین قبادی
شنبه 15 مرداد 1390-05:17 ب.ظ

نه به راست و نه به دروغ قسم مخور

دو رو و سخن چین مباش و نزدیک دروغگو منشین

با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی

مطابق وجدان خود عمل کن تا به پردیس روی



چهار گوش ایران(2)

نوشته شده توسط :آرمین قبادی
سه شنبه 11 مرداد 1390-06:48 ق.ظ

امروز چهارگوش ایران را همه می شناسیم،نقشه اش در ذهنمان نقش بسته و حدود و مرزهایش به ثبات رسیده اند گرچه همیشه از جانب اعراب، دشمن دیرینه پارسیان، این مرزها تهدید کلامی می شوند ولی قوانین بین المللی موجود در جهان باعث شده تجاوز به خاک کشوری دیگر به سادگی تجاوز و قشون کشی های دوران پیشین نباشد و تنها از جانب قدرتی بزرگ یا جمعی از قدرتهای بزرگ دنیا با دهها بهانه و زمینه سازی از جمله جاری کردن حقوق انسانی، مبارزه با تروریست و ... در یک کشور خاص صورت گیردو با همسو کردن نظر اکثر کشورهای دنیا این امر را امکانپذیر میسازند در این میان ما ایرانیان در تقدیم داشته هایمان به بیگانگان از بسیاری کشورها پیشی گرفته ایم و چون تقدیم خاک کمی مشکل گشته به حراج مرزهای آبی دست زدیم. اگر در بازیهای سیاست خارجی کشور و بده بستان های دولتها گوشه ای از این چهارگوش را از دست ندهیم تنها یک خطر برای تهدید تمامیت ارضی وجود خواهد داشت خطری که سالهاست موجب آزار اذهان میهن پرستان ایرانی می شود، استقلال طلبی.

استقلال طلبی در کردها و ترکها در حال تبدیل به بیماری مسری ایست که علتش را نباید در میان خود آنها جستجو کرد. اعراب ایران و بلوچ ها نیز پتانسیل استقلال طلبی را دارند اما چرا مثل غرب نشینان ایران این حس در آنها پر سر وصدا و علنی نیست. چند دلیل به ذهنم خطور میکند : یکی اینکه قوم و قبیله ای بودن آنها میان خودشان اختلاف نظرهایی ایجاد میکند که باعث می شود همیشه یکدست نباشند بطوریکه حتی در ابتدای جنگ ایران و عراق تعدادی از اقوام عرب ایرانی با حمله عراق به ایران موافق بودند و از صدام قول خود مختاری گرفته بودند و تعدادی از اقوام آنها با دولت وقت ایران هماهنگ شدند و در دفاع از آب و خاکشان شرکت کردند. دومین دلیل میتواند اختلاف مذهبی اعراب ایران با عربهای کشورهای همسایه و حاشیه خلیج فارس باشد. نبودن حزب، تشکیلات و متفکران سیاسی در میانشان  نیز می تواند سومین دلیل این خاموشی باشد.

در مورد بلوچ ها نیز فقر اقتصادی و فرهنگی و ناتوانی اداره یک جامعه به علت نبود رهبر و تشکیلات با تفکر امروز دنیا موجب شده که این حس همیشه شکل خرابکاری و شروری به خود بگیرد.به هر حال دوای درد استقلال طلبی که البته در بسیاری مواقع بصورت زمزمه و نجوای در گوشی و حسی درونی و نه عیان و آشکار میباشد چند چیز است:

۱-ایجاد رفاه نسبی و توانمندی مالی و اقتصادی در مناطق مورد نظر

 ۲- اهدا آزادی فردی و اجتماعی به افراد جامعه بطوریکه فرد در مقایسه کشور خود با کشورهای همسایه در مورد مسائل مربوط به آزادی در بعدهای گوناگونش و امور اجتماعی نه تنها از میهن خود دلسرد و بیزار نگردد بلکه به ملیت خود ببالد و افتخار کند.

۳- وجود یک یا چند وجه اشتراک در میان افراد، اقوام و اعضای یک جامعه. این نقطه اشتراک می تواند مذهب یا زبان مشترک، منافع مشترک، ایدئولوژی مشترک و یا حس ناسیونالیستی در افراد جامعه باشد. بدیهی است هر چه نقاط اشتراک بیشتر باشد جامعه پیوسته تر و متحدتر خواهد بود. همانطور که میدانیم در جنگ ایران و عراق طرفین جنگ شیعه و سنی بودند و این ملیت مشترک بود که ارمنی های ایران را به جبهه جنگ کشاند تا جاییکه بعضی از آنها به درجه شهادت هم رسیدند. گاهی یک یا دو فاکتور هم می تواند همبستگی مورد نظر را ایجاد کند بعنوان مثال در آلمان نازیها، ایدئولوژی مشترک و حس ناسیونالیستی بود که خیل عظیمی از ملت آلمان را یکپارچه کرد و یا همانطور که میدانیم اتحاد زمان صفویه اتحاد دینی یا مذهبی بود و تاکید حکومت وقت برای ایجاد انسجام ویکپارچگی بر همین یک مورد بود. شاید نقاط اشتراک بیشتری میشد میان مردم آن زمان آلمان پیدا کرد ولی جهان دید که حزب نازی با تقویت حس ناسیونالیستی چه اتحاد بزرگی ایجاد کرد. در ایران نیز همبستگی یک فاکتوری توسط صفویان ایجاد شد و تجربه موفقی از آب ذر آمد اما شرط زمان و مکان می تواند همه چیز را دستخوش تغییر کند. ایران با چندین و چند قوم با نژاد و زبان و فرهنگ های گوناگون شرایط آلمان آن زمان را ندارد و شاید تعصبات و پایبندی های دینی مردم به اندازه مردم زمان صفوی نبوده و جوابگوی خواسته دولتمردان نباشد. در نتیجه اتحاد تک فاکتوری ایجاد کردن، کمی خطر کردن است. یقینا چند نقطه اشتراک را برجسته کردن اطمینان خاطر بیشتری ایجاد خواهد کرد.

به هر حال ایران، این میراث کهن و دوست داشتنی پدرانمان، با چهارگوش موجود و تمام گوناگونی های طبیعی، قومی، مذهبی و نژادی امانتی است در دست ما که باید آبادتر و آزادتر به آیندگان بسپاریمش. پس باید در حفظ مرزها و آب و خاکش کمر همت بر بندیم تا مبادا گوشه ای از دم و گوش این گربه زیبا بریده شود.

   آرمین قبادی



چهار گوش ایران(1)

نوشته شده توسط :آرمین قبادی
سه شنبه 11 مرداد 1390-06:41 ق.ظ

از دیرباز مرزهای این خاک مدام در حال کشیده و فشرده شدن بودند. در زمان امپراطوری هخامنشیان عراق، سوریه، فلسطین، ترکیه، افغانستان، پاکستان و تمامی سرزمینهای حاشیه خلیج پارس و در یک بازه زمانی مشخص حتی مصر و لیبی داخل این مرزها قرار گرفتند. پس از آن اشکانیان ، ساسانیان، سلجوقیان، افشاریه و صفویه کشیده ترین مرزها را داشتند. این کش و قوس در دوره های مختلف وجود داشته و مرزهای ایران مدام در حال بزرگ و کوچک شدن بودند. با نگاهی گذرا به تاریخ ایران در می یابیم که چگونه امپراطوری ایران، قدرتی بزرگ با مرزهایی گسترده از شرق تا غرب، به کشوری با یک میلیون و چند صد هزار کیلومتر مربع تبدیل گردید. گرچه قصد تکرار تاریخ شکستها و بی کفایتی ها را ندارم اما عمده ترین و برجسته ترین آنها را فهرست وار ذکر میکنم تا به مرزهای امروزی مان برسیم.

- از دست دادن ترکیه امروزی در دوران صفویه در جنگ چالدران که جزئیات این نبرد را همه می دانیم.

- جدایی افغانستان از ایران به موجب معاهده پاریس(۱۸۷۵ م)

- جدایی پاکستان از ایران به موجب معاهده های (۱۹۰۵و۱۸۷۱ م)

- جدایی ترکمنستان و ماورا النهر از ایران به موجب معاهده (۱۸۹۱ م)

- سرقت داغستان، کوههای قفقاز، باکو، گنجه و شروان به موجب معاهده ننگین گلستان و همچنین از دست دادن قره باغ، ایروان و نخجوان (ارمنستان امروزی ) از ایران به موجب معاهده شرم آور ترکمنچای که این دو معاهده یادگار بی کفایتی ها، منفعل بودن در عرصه زمامداری و سیاست و عیاشی ها ی پادشاهان زنباره قاجاری است.

نکته جالبی که در مشاهده نقشه ایران در زمان سلسله های مختلف توجه هر بیننده ای را جلب می کند خلیج پارس و مرز کشورهای حاشیه آن میباشد.این هم ارزش یادآوری کردن را دارد که در دوره های هخامنشیان، سلجوقیان و صفویان کل حاشیه خلیج فارس تا جنوب تنگه هرمز و عمان امروزی از آن ایران بود گرچه در دوره اشکانیان و ساسانیان حاشیه کمتری از خلیج پارس در قلمرو ایرانیان بود ولی باز هم مرزهایمان شمال و شمال غربی خلیج را دور زده، تا بحرین را زیر چتر خود گرفته بود.

تمام سطور بالا برای این مطرح شدند تا با نیم نگاهی به پیشینه داشته ها و از دست رفته هایمان آسان تر در مورد چهار گوش امروز این مرز و بوم بحث کنیم.

ادامه این بحث را در چهار گوش ایران(۲) پی خواهیم گرفت.

                                                                                                             آرمین قبادی



سخنی از کوروش بزرگ

نوشته شده توسط :آرمین قبادی
سه شنبه 11 مرداد 1390-06:39 ق.ظ

    دستانی که کمک می کنند پاک تر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند



آیا سیاست می تواند تمدن را نجات دهد؟

نوشته شده توسط :آرمین قبادی
سه شنبه 11 مرداد 1390-06:35 ق.ظ

بله میتواند، تمدن از مدنیت می آید یعنی از زندگی بدوی خارج شدن. نخ اسکناس هنر، خلق کردن و آفریدن است. آفریدن در پس پشت خود تفکر و تعقل را دارد وگرنه مخلوق چیزی زشت، بی معنی و بی ارزش خواهد بود. پس هنر را میتوان محصول تمدن دانست. آیا سیاست نمی تواند به هنر شاخ و برگ داده یا آن را تبر بزند؟ میتواند. کاری که حکومتهای دیکتاتوری می کنند همان کار اول است، سرکوب هنر و هنرمند. چون هنر مرزها را می شکند، چشمها و گوشها را باز می کند و این خلاف میل دیکتاتورهاست و سیاستشان را مبنی بر محدود کردن شعر و کلام، موسیقی و سینماو تصویرگری و ...می چینند ولی سیاست حکومت انسانی و بشر دوست برای هنر، فرهنگ، تمدن و خالقش ارزش قائل است ، در جهت ارتقا روح انسان گام بر میدارد و مردمش را به بزرگی و بلند مرتبگی می رساند.

میراث فرهنگی هر ملتی و هر قوم و قبیله ای نیز نمادی از تمدن آن مردم است. سیاستهایی چون طالبان در چند سال اخیر، اعراب، مغولها و اسکندر گجسته در گذشته های دورتر بعنوان نمونه هایی از آشناترین سیاستها و حکومتها یی برای ما ایرانیان هستند که با میراث فرهنگی و تاریخی و تمدن چند هزار ساله ایران و افغانستان جنگیدند و به چپاول، غارت، نابودی و حراج آن پرداختند. به آتش کشیدن تخت جمشید، تخریب آتشکده ها و کاخهای پادشاهان ایرانی، شخم زدن قبرستانهای زرتشتی، سوزاندن کتابها و کتابخانه های درباری، تخریب پیکر سنگ تراشی شده بودا در افغانستان و ... نمونه هایی بسیار معروف و آشنا برای همگان است.

آیا سیاست تعیین کننده میزان سواد و آگاهی، فرهنگ سازی، اشاعه یا عدم اشاعه فقر و فساد و اعتیاد و فحشا نمی باشد.؟ آری سیاست می تواند تمدن را نجات دهد یا آن را محو و نابود کند. سیاست می تواند والاترین ملتها را به پستی و زبونی کشیده و پست ترین اقوام را متمدن سازد.

آرمین قبادی



سخنی از کوروش بزرگ

نوشته شده توسط :آرمین قبادی
یکشنبه 9 مرداد 1390-05:30 ب.ظ

شهریاری که نداند شب مردمانش چگونه به صبح می رسد، گورکن گمنامی است که دل به دفن دانایی بسته، مردمان من امانت آسمانند بر این خاک تلخ.





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox